|
آیت الله مولوی قندهاری


-
آیت الله مولوی قندهاری از
شاگردان خاص آیت الله العطمی سید ابوالحسن اصفهانی آن مرجع یکتای
عالم تشیع بود. مرجع بزرگ عالم تشیع ایشان را بسیار دویست می
داشتند.
-
تقوای آیت الله قندهاری به
حدی بود که از نام برخی از گناهان نیز رعشه بر اندام ایشان می
افتاد.
حضرت آیت
الله دکتر قرهی
-
حضرت آیت الله دکتر قرهی
از شاگردان حضرت آیت الله مولوی قندهاری، آیت الله العظمی مرعشی،
آیت الله العظمی ادیب و ... هستند.
-
ایشان ریاست حوزه علمیه
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را برعهده دارند.
-
درس اخلاق معظم له که
روزهای چهارشنبه بعد از نماز مغرب و عشاء در مهدیه حکمیه برگزار می
شود با استقبال بسیار زیاد جوانان ولایی همراه است تعداد شرکت
کنندگان در این درس اخلاق گاهی به بیش از 600 نفر نیز می رسد.
یکصد و هفتاد و ششمین
جلسه درس اخلاق حضرت آیت الله قرهی (مد ظله العالی) چهارشنبه
۱۸/۳/۱۳۹۰ در محل مهدیه القائم المنتظر (عج)برگزار شد.
دریای عشق خدا به
بندگانش
ذوالجلال والاکرام، روح بندگانش را از نفخه خود خلق کرد و اعتلای مقام
انسانیّت در طهارت محض را به او مرحمت کرد. بشر فی ذاته طاهر است،
آنچه این طهارت را از بین میبرد؛ مخالفت با امر ذوالجلال و الاکرام،
یعنی گناه است. ذوالجلال و الاکرام آنقدر به بشر اهمیّت داده است که
وقتی از این طهارت روحی به گناه سوق پیدا میکند و به آنچه که غیر اوست
مبتلا میشود، چیزی را به نام توبه یعنی بازگشت قرار میدهد.
امشب جمله بسیار مهمی عرض کنم: معنای توبه نه فقط به معنای بازگشت از
گناه است، بلکه ذوالجلال والاکرام، روح بندگانش را از نفخه خود خلق
کرد و اعتلای مقام انسانیّت در طهارت محض را به او مرحمت کرد. بشر فی
ذاته طاهر است، آنچه این طهارت را از بین میبرد؛ مخالفت با امر
ذوالجلال و الاکرام، یعنی گناه است. ذوالجلال و الاکرام آنقدر به بشر
اهمیّت داده است که وقتی از این طهارت روحی به گناه سوق پیدا میکند و
به آنچه که غیر اوست مبتلا میشود، چیزی را به نام توبه یعنی بازگشت
قرار میدهد.
امشب جمله بسیار مهمی عرض کنم: معنای توبه نه فقط به معنای بازگشت از
گناه است، بلکه عند العرفا و عند الاولیاء، معنای توبه بازگشت به مقام
طهارت انسانی است و این هم لطف خدا است. وقتی روحی مبتلا به گناه شد،
طبیعی است طهارت خودش را از دست میدهد و ذوالجلال و الاکرام به واسطه
توبه و ایّام خاص با الفاظ خاصی مثل«اَستَغُفرُاللّه رَبّی وَ اَتوبُ
اِلَیه» و یا « اَستَغفِرُاللّه مِن کُلِّ ذَنبٍ وَ مِن کُلِّ اِثمٍ وَ
مِن کُلِّ خَطیئَه» و امثالهم روح مبتلا شده به گناه را مجدّداً به
حالت اولیّه باز میگرداند، صیقل میدهد و حالش را عوض میکند. او را
مجدّد به مقام انسانیّت انسان؛ یعنی حالت طهارت بر میگرداند؛ چون
ذوالجلال و الاکرام بشر را از نفخه روح خودش قرار داد. لذا به او علقه
و حبّ دارد.
درست است در قرآن فرموده است: ما با کسی عقد اخوّت نخواندهایم و کسی
فرزند خدا نیست. امّا یک علاقه عجیبی به انسان، اشرف مخلوقات خودش
دارد؛ به قدری که دوری بنده از روح طیّب، یعنی دوری بنده از خدا و عند
اهل المعنا و عندالعرفا این دوری برای خدا سختتر است. بشر نمیفهمد
امّا پروردگار عالم وقتی میبیند یک بندهاش از حال طهارت دور شد، دچار
مصیبت گناه شد و راه را هم برای بازگشت نمیداند و خودش هم دیگر
بواسطه گناه سعی برای برگشت نمیکند، دلش برای بندهاش میسوزد. چون
ذوالجلال و الاکرام علاقه عجیبی به بندگانش دارد؛ برای همین چون
بندگان تصمیم به بازگشت نمیگیرند، ذوالجلال و الاکرام خود دست به کار
میشود. ایّام مخصوصی را برای بندگانش قرار میدهد. شبهای جمعه شب
رحمت خدا است. از غروب پنجشنبه همه ملائکه را بسیج میکند، مابین زمین
و آسمان صدا میزند؛ کیست توبه کننده؟که امشب همه درهای رحمت ذوالجلال
و الاکرام به روی بندگانش باز است. کیست استغفارکننده؟ که امشب
پروردگار عالم درهای رحمتش را به روی همه طالبان غفران باز کرده است.
همین گونه تا غروب جمعه به انواع مختلف صدا میزند. چرا؟ چون خدا
بندگانش را دوست دارد. عشق خدا به بندگانش بیش از عشق بندگان به خدا
است.
در کتاب احادیث القدسیّه شیخ حرّ عاملی(اعلي اللّه مقامه الشّریف) آمده
است: موسی ابن عمران(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) با
ذوالجلال والاکرام مناجات میکرد، عرضه داشت: خدایا چه شد کلیم شدم؟
خصوصیّاتی فرمود بعد صحبت به حبّ کشیده شد. ذوالجلال والاکرام فرمود:
موسی! من عشق و محبتّم به بندگانم بیش از عشق و محبّت بهترین بندگانم
به من است. طرف مقابل ما حبّ و عشقش به بندگان بیشتر است. قرار دادن شب
جمعه، حبّ محض ذوالجلال والاکرام به بندگان است.
بهانهای برای بازگشت
خدا باز هم برای برگشتن، بهانه قرار میدهد. شب جمعه یک شب بود امّا
بعد ایّامی را قرار میدهد، شب و روز ماه رجب المرجّب، ماهی که اگر
انسان یک عمر گناه کرده باشد با گفتن« اَستَغفِرُاللّه رَبّی وَ اَتوبُ
اِلَیه» ذوالجلال والاکرام میفرماید: به عزّت و جلالم گناهانش را
میآمرزم. ماهی که پروردگار عالم به عنوان أصب؛ یعنی ریختن رحمت
ذوالجلال والاکرام بر بندگانش قرار داد. ذوالجلال والاکرام بندگانش را
دوست دارد و به آنها عشق میورزد. لذا ماه رجب ماه خدا میشود، که هر
کس در این ماه رجب المرجّب بیشتر از همه ایّام استغفار کند، ذوالجلال
والاکرام به او علاقه دارد. استغفار یعنی برگشت به سوی خدا، آشتی کنان
بین انسان و خدا.
لذا ماه رجب، ماه شستشوی گناهان است و ماه شعبان، ماه پوشیدن لباس
تقواست، برای اینکه میخواهیم در ماه مبارک رمضان، به ضیافت الله، به
مهمانی خدا برویم. اگر شما را در مهمانی خصوصی و مهم دعوت کردند، رسمش
این است انسان بهترین لباسش را بر تن میکند، طبیعی است قبلش آن
لباسهای کثیف را میکَنَد و استحمام میکند، لباس نو میپوشد، بهترین
لباسهایش را در بهترین مجالس میپوشد و وارد آن مجلس میشود.
ماه ضیافت الله در پیش است، ماه مهمانی خدا. ماهی که یک عدّه از
اولیاء مثل مقدّس اردبیلی(اعلي اللّه مقامه الشّریف) که بالحقّ مقدّس
بود، دعوتنامه کتبی را به دست میگرفت. «کُتِبَ عَلَیٛکُمُ الٛصّیام
کَما کُتِبَ عَلَی الَذینَ مِنٛ قَبٛلِکُم» [1]منتها قبلش در ماه رجب
باید شستشو کنیم. ماه رجب باید روحمان را پاک کنیم. چرکهای روح و این
گناهان را با استغفار، روزه و مراقبه بشوییم.
میدانید در ماه رجب المرجّب که ماه حرام است گناه دو برابر حساب
میکنند. دلیل چیست؟ خدا میگوید: من این ماه را ماه غفران قرار دادم،
آن وقت تو گناه میکنی؟ میدانید اگر قتلی انجام شود، اگر ضرب و جرحی
باشد، دیهاش دو برابر است. همین طور رحمت هم دو برابر است. اگر کار
ثوابی انجام دهی ذوالجلال و الاکرام لطف میکند و آن را دو برابر
میکند، گرچه همیشه رحمت ذوالجلال و الاکرام شامل حال بندگان است امّا
خدا دوست دارد بندگانش در این ماه جلو بیایند.
حضرت حق یک شبی مثل شب لیلة الرغائب را قرار داد. چه شبی است که یک
عدّه از اولیاء در این شب به جایی رسیدهاند، به آرزوهایشان رسیدهاند.
چه شبی است که خدا همین طور نقل و نبات بر سر بندگانش میریزد و رحمتش
را نازل میکند، چه شبی است که انسان از این همه لطف خدا، خجل میشود.
شب عجیبی است.
ذوالجلال و الاکرام چون دید خود بندگان نمیآیند؛ بهانه درست کرد، ماه
رجب را درست کرد و این ماه را، ماه غفران و ماه بازگشت بندگان به طهارت
روح قرار داد. ما باید به سمت آشتی کردن با خدا بیاییم. طوری که پاک
شویم، ماه شعبان لباس تقوا بپوشیم و بعد خدا بگوید: عزیز دلم! بندهام!
حالا به مهمانی خصوصی بیا. اوّل پاکمان میکند؛بعد لباس تقوا به تنمان
میکند، بعد ما را در مهمانی خصوصی میبرد.
برای همین است دعای اولیاء فقط این بود: «خدایا! ماه مبارک رمضان را
دوباره دریابیم.» طول عمر میخواستند برای درک آن ضیافت الله که عجب
ضیافتی برای اولیاء است. عزیزان بوی ماه مبارک رمضان به مشام میرسد.
فقط مع الاسف این بو هنوز به مشام ما گناهکاران نمیرسد. خدا این ماه
رجب را قرار داد که خودمان را پاک کنیم.
محرومین از مغفرت
امّا فرمودند خدا در این ماه یک عدّه را اگر توبه حقیقی نکنند پاک
نمیکند، یکی از آنها کسانی هستند که مبتلای به تهمتاند. این گناه
کبیره کمر را می شکند، دیگر بعید است روح طیب بتواند برگردد. عرض کردیم
کسی که مصرّ به این گناه شد از دفعه سوم به بعد بعید است که دیگر توفیق
به توبه کردن را پیدا کند. مواظب باشیم.
آن مرد عظیمالشّأن و الهی، آیتالله مقدّس اردبیلی(اعلی اللّه مقامه
الشّریف)، آن که به محضر مبارک مولایمان رسیده بود وقتی ماه رجب میشد،
به شاگردانش میفرمود: بترسید، وحشت کنید از این که ماه رجب بگذرد و
آمرزش شامل حال شما نشود. میگفتند: آقا جان! آمرزش شامل حال چه کسانی
نمیشود؟ میفرمود: یکی از آنها تهمت زننده است که باید برود استغفار
کند. استغفارش هم این است که برود حلالیت بطلبد.
اگر انسان به کسی تهمت زد و افتراء بست، برود به او بگوید و حلالیت
بطلبد. اگر هم احساس میکند در صورتی که بگوید مجدّد فتنهای میشود،
درگیری ایجاد میشود، فقط بگوید: یک مسئلهای بوده، من را ببخش، در
قبالش هر چه هم بگوید خدمت کند عیبی ندارد. عزیزم! ارزشش را دارد؛ چون
فردای قیامت گیر هستید. نه تنها فردای قیامت در این دنیا ماه رجبها
میآید و میرود آن وقت من و تو، لذّت از ماه رجب المرجّب نمیبریم.
خیلی حرف است.
آیتالله العظمی آسیّدابوالحسن اصفهانی(اعلي اللّه مقامه الشّریف)، آن
مرد عظیمالشّأن و مرجع یکّه تاز فرموده بودند: خیلیها که به مقامات
رسیدند فقط در لیلة الرغائب، شب آرزوها یعنی ماه رجب المرجّب بود که
ذوالجلال و الاکرام دریچه را به روی آن ها باز کرد و خیلیها که
خواستند به مقام معرفت و مقام عرفانی برسند با دعای ابوحمزه که ماه
مبارک رمضان است، به آن مقامات عرفانی رسیدند. امّا فرمودند به تهمت
زننده نمیدهند، وقتی کسی پاک نشد از ماه رجب لذّت نمیبرد.
از آیتالله آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلي اللّه مقامه الشّریف)
سؤال کردند: آقا! چطور میشود یک عدّه در ماه مبارک رمضان از این ماه
خسته میشوند و منتظرند زود تمام شود، امّا یک عدّه به آن عشق
میورزند؟ - آیتالله العظمی مرعشی نجفی(اعلي اللّه مقامه الشّریف)
میفرمودند: برای من یقین و مسجّل شده که وجود مقدّس زین
العابدین(صلوات اللّه و سلامه عليه) از پنجم به بعد دعای وداع را
میخواند، پنج روز گذشته میترسید این ماه خوبیها و فضائل را از دست
بدهد، ماه مبارک رمضان عشقشان بود - فرمودند: براي اينكه ماه
رجبالمرجب از گناه پاك نشدند.
ماه رجب ماه شست و شوي گناهان است، از دست ندهيم. واي بر آن كسي كه ماه
رجب ،گناهش اضافه شود!
جوانها خداوند چشمانتظار است!
مرحوم آقاي دولابي به نقل از آيتالله انصاري همداني(اعلی اللّه
مقامهما الشّریف) آن عارف بزرگوار، فرمودند: خداي متعال از اوّل ماه
رجب چشم انتظار دو گروه است. يكي جوانها. عشق خدا جوانهاست. علاقه
عجيبي به جوان دارد. براي همين بهشتش را پر از جوان ميكند. حداكثر سن
در جنّتالمأوي 35 است، نه 40 و همه به حالت شباب هستند. خدا اينقدر
دوست دارد. چشم انتظار است جوان بيايد تا در ماه رجب بگويد
«أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ» پروردگار عالم
ميگويد: جوان من! خوش آمدي.
آيتالله انصاري همداني(اعلي اللّه مقامه الشّریف) فرموده بودند:
پروردگار عالم در ماه رجب به جوانها عجيب نگاه ميكند. اگر جواني تا
پانزدهم هنوز نيامده، دائم نگاه ميكند، يك شبي او را مجلسي ميبرد،
جايي ميكشاند و او را در دام تقوي مياندازد. ميگويد: بنده من! تو را
برگرداندم، خودت نيامدي، تو را كشاندم. لذا يك گروه که خدا چشم انتظار
آنهاست، همين جوانها هستند؛ منتها، تهمتزننده را قبول نميكند ولو
از اين گروه، إلّا حلاليّت بطلبد. دومين گروه که ذوالجلال و الاكرام در
ماه رجب چشم انتظار آنهاست، آن كسي است كه لحظات آخر عمرش رسیده است،
چه جوان چه پير. يك طوري در ماه رجب ميخواهد او را پاك كند.
خدا به اين دو گروه در ماه رجب عجيب نگاه ميكند. ماهي كه ميخواهد
گناهان را بسوزاند، ماهي كه ميخواهد از همين الآن شيطان را در غل و
زنجير كند. ملّا محسن فيض كاشاني(اعلي اللّه مقامه الشّریف) فرموده
بودند: در عالم مكاشفه ديدم كه شيطان نه در ماه مبارك رمضان به غل و
زنجير است كه از ماه رجب آن بندهاي كه توبه ميكند، شيطان براي او در
غل و زنجير است. يك هالهاي ميآيد، اجازه نميدهد شيطان به سمت او
بيايد چون بنده در ماه رجب توبه كرده است، در حصن حصين توبه قرار
ميگيرد و شيطان غل و زنجير ميشود.
شما اگر بدانيد اولياء الهي وقتي ماه رجب ميآمد چه حالي داشتند! ديگر
شبهايشان با شبهاي ديگر فرق ميكرد، ديگر لحظاتشان يك لحظات عجيبي
بود، مجنون بودند، حال آنها يك حال ديگري بود. اولياء و خصّيصين منقلب
بودند. آنها نه از ماه مبارك رمضان بستر را جمع ميكردند كه از ماه
رجبالمرجب خود را تارك بستر ميكردند.
امّا تهمتزننده درك اين مطلب برايش ميسور نيست. آنوقت ماه رجب
ميگذرد، گناه را نشسته، كدام لباس تقوي را بر تن كند؟! معلوم است ماه
شعبانالمعظم هم ميآيد ميرود، يكدفعه چشم باز ميكند در ماه مبارك
رمضان است. براي همين بيحوصله ميشود، ميگويد: كِي ماه مبارك
ميگذرد؟ كِي اين ماه تمام ميشود؟ درحاليكه اولياء لحظهشماري
ميكردند كِي ميآيد، حالا كه آمده دائم گريه زاري ميكنند، نرو.
جوان هاي عزيز! خدا اين ايّام، چشم انتظار شماست. به دوستانتان بگوييد،
در كوچه و بازار به جوانها بگوييد، پيام خدا را برسانيد، اين پيام
خداست: جوان! برگرد، ماه رجب را براي تو قرار دادم.
اعلان جنگ با خدا؟!
در گناه تهمت چه چيز نهفته شده كه خداي متعال اگر كسي حلاليّت نطلبد،
اجازه نميدهد ماه رجب را درك كند؟ يك نكته را عرض كنم كه خيلي عجيب
است. وجود مقدّس حضرت صادق القول و الفعل، امام جعفر صادق(صلوات اللّه
و سلامه علیه) ميفرمايند: ذوالجلال و الاكرام فرموده است: « قَالَ
اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِيَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّي مَنْ آذَى عَبْدِيَ
الْمُؤْمِنَ »[2] آن كس كه بنده مؤمن من را بيازارد، با من اعلان جنگ
كرده است. چون در تهمت، آزار است. دروغ بسته، چيزي كه نبوده به او تهمت
زده، او را اذيّت كرده، ذوالجلال و الاكرام ميفرمايد: جنگ با من است.
كسي كه جنگ با خدا كرده چطور ميتواند با خدا آشتي كند؟ خود ذوالجلال و
الاكرام به داوود نبي(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام)
فرمود: مگر موقعي كه تهمت زد حلاليّت بطلبد تا حلاليّت خدا ميسور شود.
ذيل اين روايتي كه عرض كرديم «عَلَى تَلٍّ مِنْ نَارٍ حَتَّى يَخْرُجَ
مِمَّا قَالَهُ فِيهِ»[3] نكته زيبايي را حضرت شيخناالاعظم، حضرت مفيد
عزيز(روحی له الفدا و سلام اللّه علیه) دارند. ایشان ميفرمايند: چرا
بر تلّ آتش قرار ميدهند؟ - عرض كرديم آتش معمولاً زير است امّا چطور
يك تل آتشي درست ميكنند آن كسي كه تهمت زده را همه ببينند؟ - براي
اينكه پروردگار عالم در دل بندهاي است كه دلش شكسته شده. ذوالاجلال و
الاكرام در دل آن بندهاي است كه دلش به واسطه اين تهمت و افترا شكسته
شد «هُوَ ذُو الاِنتِقام» اوست كه شديد انتقام ميگيرد، هم اين دنيا،
هم آن دنيا. براي اینکه نشان دهد كه بنده من دلش شكسته به همه ميگويد:
ببينيد اين بود كه دل بنده مرا شكست. اينقدر خدا مدافع بندگانش است.
خدايي كه اینقدر بندگانش را دوست دارد. آنوقت آيا جا ندارد ما در اين
ماه رجبالمرجب زياد استغفار كنيم و از او بخواهيم؟
اين دعاي «يَا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ» غوغايي است! اميد به خير
از ذوالجلال و الاكرام است. او شرّي ندارد، او هرچه كه هست خير محض است
شر از بشر است. قرآن هم فرموده هر فسادی به دست بشر است «ظَهَرَ
الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي
النَّاسِ»[4] . خداوندی که این قدر بندههایش را دوست دارد، میگوید:
بیایید!
خلاصه کلام، خداوند فقط میخواهد بندگانش را در این ماه پاک کند و
بندگانش توبه کنند. اگر این طور شد، چشمها باز میشود.
راه گناه نکردن
عزیزان! اولیاء فرمودند: این ماه، سعی کنیم گناه نکنیم، خودش توبه است.
اگر گناه نکردیم، گناههای قبلیمان را هم میآمرزند، آن وقت در أصب
هستیم یعنی رحمت خداوند را می چشیم، آن وقت است که میفهمیم لباس تقوا
چیست که ذوالجلال و الاکرام فرمودند: «إنَّ أکرَمَکُم عِندَ الله
أتقاکُم».
عزیزان! شرطش هم این است که در این ماه و ماه شعبان و ماه مبارک رمضان
اگر توانستید - نسخهای است که اولیاء دادند- هر روز ولو یک بار به
مجلسی که اولیاء خدا هستند، برویم، به اولیاء خدا نگاه کنیم. چرا؟ چون
لباس تقوا آنجاست. «لِکُلِ شَیءٍ مَعدَن وَ مَعدَنُ التَقوا قُلُوبُ
العارِفین» چون وقتی انسان در حصن حصین قرار گرفت، یک نگاه به اولیاء
الهی کرد، آن روز او بیمه است و آن روز را گناه نمیکند. خجالت میکشد
در مجلس گناه شرکت کند! میگوید: منی که دویدم و وقتم را برای این
گذاشتم که امروزم ولو یک ساعت، نیم ساعت محضر ولیّ خدا بروم چطور به
گناه آلوده شوم؟ محضر کسانی که ولیّ خدا هستند، بروید و پی گیری کنید.
مثل آیتالله خوشوقت(حفظه اللّه) و دیگرانی که متّصل به خدا هستند،
بروید. به خدا اگر معنای اتّصال را بفهمیم که چه قدر شیرین است، اصلاً
از این دنیا فارغ میشویم.
وقتی انسان در محضر آنها مینشیند، در آن لحظات اصلاً انگار در این
دنیا نیست، قضایا هست، مسائل هست، جنگها هست، امّا وقتی در محضر ولیّ
خدا است، احساس سبکی میکند، انگار در این عالم نیست!
بهترین آرزو در شب آرزوها
ماه رجب را مفت از دست ندهیم. اوّلاً شب لیله الرغائب هر جا بودید سعی
کنید یک مجالسی که مجالس حالیه است، شرکت کنید. امّا اگر هم نتوانستید،
فردا شب را مفت از دست ندهید. فردا شب باید برای ما مثل شب قدر باشد.
یکی از شبهای خیلی مهّم است. به آنجایی برویم که اشک و ناله و صفا
است. آنجایی که ارتباط مان با خدا قوی شود. اشک بریزیم، ناله کنیم.
آرزویمان را بگوییم. معلوم است که بزرگترین آرزوی ما این است که
سرباز وجود مقدّس آقایمان باشیم. یعنی میشود در محضر مبارک آقا باشیم
و ایشان ما را به اسم صدا بزنند؟
از امشب برای خودت تعیین کن که فردا شب چه آرزویی داری. پول میخواهی؟
مقام میخواهی؟ پست میخواهی؟ اینها همه از بین میروند! چه چیز
بالاتر از این که آقاجان مان ما را به اسم صدا بزند؟! در ظهور دولتشان
باشیم! پاک شویم! با خوبان عالم چه کسانی می نشینند؟ اگر به این آرزو
برسیم ودر محضر وجود مقدّس آقایمان باشیم، یعنی دیگر پاک شدیم.
به خدا قسم! به این رجب المرجب قسم! به شعبان المعظم قسم! به ماه مبارک
رمضان قسم! کسانی هستند که الآن آقاجان آنها را به اسم صدا میزند! به
فدای آن کسانی که این گونه هستند و آقاجان آن ها را با اسم صدا میکند.
آقاجان به آسیّد ابوالحسن اصفهانی(اعلي اللّه مقامه الشّریف) فرمودند:
آقا ابوالحسن!
فایل صوتی روایت آیت الله قرهی از مراسم تشییع جنازه آسید ابوالحسن
اصفهانی(اعلی الله مقامه الشریف)
به شیخناالاعظم(روحي له الفدا و سلام اللّه عليه) فرمودند: کالمفید!
اسمشان محمّد بود، امّا فرمودند: تو برای من مفیدی! به آیتالله مولوی
قندهاری(اعلي اللّه مقامه الشّریف) آن کنز خفی الهی فرمودند: آشیخ
محمّد حسن من! آقا به خیلی افراد اینگونه بیان کردند. یعنی میشود که
ما هم در این ماه پاک شویم؟!
امشب صدا کنیم آقا! آرزوی من این است: فقط تو را میخواهم! دنیا را
نمیخواهم! خودت را میخواهم! هر چه هست از من بگیر، من را به خودت
برسان! علم نمیخواهم! حکمت نمیخواهم! هیچ چیز نمیخواهم! آقاجانم!
خودت را میخواهم! این گونه با آقا صحبت کنیم. میدانید چه کسانی فردا
بلافاصله آرزویشان این میشود؟ آن کسانی که عرض کردم هر شب موقع خواب
دقایقی با آقاجان حرف میزنند! انشاءالله یادت نرفته است! آیا تو هم
جزء این افراد شدی؟
فردا شب، شب موعود است، شب اتّصال است، شب آرزو دادن است، شب برآورده
شدن آرزوهاست، لیلة الرغائب. آرزویت چیست؟ آقاجان را میخواهی؟! اگر در
این سال با آقاجان حرف زدی، تا چشمت را در روز باز کردی، میخواستی
برای نماز شب و نماز صبح بلند بشوی، بلافاصله که چشمت باز شد، گفتی:
السلامُ عَلیَک یا مَولای یا صاحب العصر و الزمان! أنا عَبدُک، من غلام
تو هستم! آقاجان! من روزم را با تو شروع کردم. آن وقت فردا شب تا
میگویند: آرزویت چیست؟ میگویی آرزویت این است. چون یک سال تمرین
کردی، حالا معلوم است که در لیلة الرغائب چه میخواهی!
امشب هم دیر نشده است، بگویید: میشود آن کسانی که در راه ماندند، امشب
هم....
---------------------------------------------------------------------------
بقره/ 183[1]
[2] اصول كافي، ج: 2، ص: 350
[3] بحارالأنوار، ج: 72، ص: 194، باب: 62
[4] روم/
|