|
مقدمه:
استفاده از
ضبط مغناطيسي
آنالوگ در مراكز راديو تلويزيوني
با
معرفي ضبط تصوير دو اينچ ريل در سال 1956 آغاز
گرديد و پس از
آن
نوار
1
اينچ ريل جايگزين
فرمت قبلي ضبط
تصوير شد.
فرمت
C حدود بيست سال فرمت
غالب در ضبط مغناطیسی بود و سپس به سرعت جاي خود را به سيستم
ضبط تصوير
بتاكم داد. فرمت جدید از نوار 1.2 اينچ
استفاده مي
كند و داراي ويژگيهاي مطلوب فرمت قبلي
است.
همانطور كه مي دانيم كيفيت نهايي را در
زنجيره توليد برنامه هاي تلويزيوني
دستگاه ضبط
مغناطيسي تصوير معين
و
محدود
مي نمايد و
چون
اطلاعات تصويري بصورت آنالوگ
مي
باشد
كاهش كيفي سيگنال تصوير در مراحل ضبط
و
تدوين و كپي هاي مكرر اجتناب ناپذير
است
عليرغم
همه نقاط مثبت و كارا كه فرمت ضبط
تصوير بتاكم داراست تصوير بصورت آنالوگ
پردازش شده و بر روي نوار ضبط مي شود.
كيفيت برتر تصوير مورد توجه و درخواست
همه توليد كنند گان برنامه ويدئويي و
مراكز تلويزيوني، محققين و سازندگان
وسايل تلويزيوني را وادار نمود تا
بدنبال
راه حل تازه اي باشند كه كيفيت مطلوب قابل
حصول و همواره ماندگار باشد.
با توجه به روند پر شتاب پيشرفت تكنولوژي
از فضاي آنالوگ به سمت ديجيتال، امكانات و كيفيت قابل توجهي در
دسترس
همگان قرار گرفت.
در اين راستا ساخت و توليد انواع ضبط
مغناطيسي ديجيتال نيز سرعت و شتاب گرفت و در سال 1986 اولين
دستگاه ضبط مغناطيسي ديجيتال بر مبناي توصيه
D1
ساخته و به مراكز توليد برنامه
هاي تلويزيوني معرفي شد. این دستگاه که از استاندارد CCIR-601
تبعیت میکرد بعلت قيمت بالا و
عدم ساز گاري آن با ساير دستگاههاي
تلويزيوني وجود مراكز،
مورد
استقبال گسترده قرار نگرفت.
در همين راستا صنايع توليد كننده در سالهاي 1988 و 1991 پس
از
تحقيق و طراحي توانستند دستگاههاي ضبط
مغناطيسي ديجيتالی
تولید نمایند که سیگنال خروجی
Composite
را در اختیار می گذاشت. و این در حالی بود که
سيگنال ورودي
Component
(مركب)
را نیز قبول میکرد.
فرمتهای جدید
D2
و
D3
نام داشت که
بطور نسبي
مورد توجه مصرف كنندگان قرار گرفت.
در سال 1992 تقريبآ 10 سال پس از ساخت اولین دستگاه دیجیتال
اتحادیه
EBU
بیانیه
D73
را منتشر ساخت كه ويژگيهاي يك دستگاه ضبط
مغناطيسي ديجيتال با فرمت
D1را معين مي كرد،
اساسي ترين ويژگي مورد
اشاره در اين
بيانيه شفافيت سيگنال تصوير در ورودي
و خروجي دستگاه است كه در نتيجه فقط
دستگاههاي ضبط تصوير
كه ورودي مجزا براي سه مولفه تصوير رنگي
دارند مورد تائيد قرار مي گيرند
.
مراكز صنعتي بمنظور تحقق اين خواسته در سال
1993 دیجیتال بتاکم
{Component(Y,R-Y,B-Y )را عرضه نمودند. از
جمله
ويژگيهاي قابل توجه این فرمت ساز گاري
با فرمت بتاکم اس پی بود چرا که استفاده گسترده از دستگاههاي
ضبط تصوير
آنالوگ بتاكم اس پي در مراكز تلويزيوني
سبب گرديد تا فرمت ديجيتال بتاكم مورد
توجه و قبول عامه
قرار گیرد.
مهمترين و
معتبر ترين فرمتهاي
ديجيتال
|
RECORDER |
YEAR |
TAPE |
TV
STANDARD |
QUANLIZA
LION |
BASIC
DATA RATE |
RECORD
TIME |
|
D1 |
1986 |
4/3
INCH |
425/654
COM PONENT |
8 BITS |
216 MBPS |
94 MIN |
|
D2 |
1988 |
4/3
INCH |
525/625
COMPOSITE |
8 BITS |
115/142
MBPS |
208 MIN |
|
D3 |
1991 |
2/1
INCH |
525/625
COMPOSITE |
8 BITS |
115/142
MPBS |
245 MIN |
|
D5 |
1993 |
2/1INCH |
525/625
COMPONENT |
8/10 BITS |
360 MBPS |
123 MIN |
|
D6 |
1994 |
4/3
INCH |
HDTV
STANDARD |
8 BITS |
1.2 GBPS |
60 MIN |
|
1 HDTV |
1989 |
1 INCH |
HDTV
STANDARD |
8 BITS |
1.2 GBPS |
60 MIN |
|
DIGITAL
BETACAM |
1993 |
2/1INCH |
525/625
COMPONENT |
8/10 BITS |
270 MBPS
COMPRESSED TO - 100 MBPS |
125 MIN |
|
AMPEX DCT |
1993 |
4/3INCH |
525/625
COMPONENT |
8/10 BITS |
270 MBPS
COMPRESSED TO - 130 MBPS |
208 MIN |
|
DVC (PROSESSIONAL) |
1993 |
4/3
INCH |
525/625
COMPONENT |
8/10 BITS |
216 MBPS
COMPRESSED TO - 130 MBPS |
120 MIN |
ضبط صوت
شماتيك يک
هد ضبطصوت در شكل زير قابل مشاهده می باشد. يک آهنرباي
الكتريكي خيلي كوچک كه دارای يک شكاف (گپ) است. اين آهنربا از
يک هسته آهني تشكيل شده كه يک رشته سيم نازک به دورش پيچيده
شده است. هنگامی که دستگاه در حال ضبط است سيگنال عبوری از سیم
پیچ باعث ایجاد ميدان مغناطيسي در هسته می شود. اين ميدان
مغناطیسی در محل شكاف كه با نوار (A)
در فاصلۀ کمی قرار دارد باعث اثر گذاری بر روی پوشش اکسید آهن
نوار مغناطیسی می گردد.
 
وقتي كه دستگاه در حال پخش نوار باشد، حركت نوار و عبور آن از
روبروی شکاف باعث ايجاد ميدان مغناطيسي به دور شكاف (روي هد)
ميشود این میدان مغناطیسی از طريق هسته، باعث تولید جریانی
الکتریکی متناسب با میدان مغناطیسی ایجاد شده توسط نوار می
گردد. سيگنال تولید شده تقويت ميشود و به شكل صوت از
بلندگوها پخش ميگردد. درضبطصوتهاي دوباند دوتا آهنرباي
الكتريكي كنار هم تعبيه شده كه بطوریکه هر یک نصف عرض نوار را
پوشش ميدهند.


چیدمان هد ها به این گونه است که ابتدا هد پاک کن قرار دارد و
سپس هد ضبط و پس از آن هد پخش قرار میگیرد. بطوریکه سیگنال
روی نوار قبل از ضبط جدید
پاك ميشود تا آماده ضبط سيگنال با كيفيت بهتر گردد.

كپستان (Capstan)
يا چرخ لنگر زمانی كه دكمه ضبط يا پخش را فشار ميدهید بر روي
ميله كوچك فلزي
بنام پینچ رولر (Pinch
Roller)
فشرده شده و باعث میشود نوار با تحمل فشاری متناسب با دور
کپستان از جلوی هد ضبط و پخش عبور نماید.
كار اصلي مربوط به غلطك
آن است كه با دقت خيلي زيادي طوري بچرخد
كه
كشش
نوار
هميشه طوري باشد
كه با سرعت
استاندارد و ثابت
76/4 سانتيمتر در ثانيه از جلوي هد عبور نماید.

هدهای متحرک
در نوار های ضبط صوت صدا در خطوطی مستقیم در طول
نوار ضبط می
شود. برای ضبط ویدیویی باید راهی پیدا می شد که بتوان حجم
زیادی از
اطلاعات را روی نوار
قرار داد
.
اگر روش ضبط صوت برای ضبط ویدئو به کارمیرفت، تقریباً
نواری به طول
100
کیلومتر برای ضبط یک
ساعت برنامه
ویدیویی لازم بود.
درصورتی که در روش ویدیویی
فقط
150 متر
نوار
مصرف
می شود.
برای حل این مشکل هد هایی ساخته شدند که در حال عبور نوار از روبروی
آنها خود نیز میچرخند.
در ماشین های ضبط مغناطیسی ویدئو
( Video Tape Recorder ,VTR )
اطلاعات
را به
صورت شیارهای
مایل در طول
نوار
ویدیو
قرار
می دهند
.
به
این ترتیب اطلاعات
بیشتری
بر روی نوار ذخیره خواهد شد. هر شیار مورب اطلاعات مربوط به
نیم فریم ثابت تصویر را
در
خود جا می دهد, به این
ترتیب
هر
فریم
تصویر
در
دو
شیار قرار می گیرد.
نوار با
سرعت حدود
100 میلیمتر در ثانیه حرکت
می کند و چرخش هدها سرعت ضبط را نیز
حدود
شش
متر یا بیشتر در هر ثانیه سریع تر می کنند.
معمولا چند هد در داخل
استوانه ای قرار داده می
شوند. بعضی دستگاه ها چهار هد (تصویر بالا) و بعضی فقط دو
هد دارند. نوار حول
استوانه در مسیری
مارپیچ
می چرخد
و همزمان
استوانه حاوی هدها درجهت
مخالف می چرخد. برای
آسانی
در
تدوین های بعدی
, هر فریم
روی
نوار
ویدیو دارای شماره
ای اختصاصی است که کد زمان
(time code) نام دارد و
همزمان با ضبط
مغناطیسی
صوت و
تصویر
به
صورت کد الکترونیک
روی نوار ضبط می شود.

روش ضبط ویدئو
سیگنال
الکتریکی از خوجی از استودیو یا دوربین
تلویزیونی به هد ضبط می رود. هنگامی که
سیگنال
از سیم
پیچ هدها عبور
میکند در هسته آنها میدانی مغناطیسی متناسب با سیگنال الکنریکی ایجاد
میشود. نوار
ویدیویی ازنواری پلاستیکی
با لایه نازکی از ذرات
اکسید آهن
در سطح آن ساخته شده است.
این
لایه همزمان با تماس با هد ضبط تحت تاثیر میدان مغناطیسی قرار
می گیرد.
شکل
قرارگرفتن
ذرات
ریز در
واکنش به
میدان مغناطیسی ناشی از هدها
به
گونه ای است که متناسب با میزان میدان مغناطیسی الگوی خاصی به
خود می گیرند.
هنگامی که نوار
را برگردانیم
و دوباره به نمایش
بگذاریم,
یک بار دیگر
از کنار هدها می گذرد
. این
بار
هدها هستند که با توجه به میدان مفناطیسی ناشی از الگوی چیدمان
ذرات مغناطیسی روی نوار باعث جریان یافتن سیگنالی الکتریکی در
سیم پیچ می شوند، یعنی الگوی مغناطیسی ذرات
را دریافت
کرده
و آن را به
سیگنال الکتریکی تبدیل می کنند. این
سیگنال به دستگاه
تلویزیون
می رود و به
صورت
تصویر
دیده می شود.

ويديو
اولين دستگاهی تصاوير تلويزيونی را روی نوار ضبط کرد توسط شرکت
امپکس در سال 1956 ساخته شد این محصول انقلاب بزرگی محسوب
ميشد، چرا که تا آن زمان همه برنامه ها به صورت زنده پخش مي
گردید و امکان ضبط وجود
نداشت. در 1969 شرکت سونی
نمونه ارزان قیمتی از دستگاه ویدئویی را ارائه کرد. در 1976
نوار وی اچ اس (VHS)
به بازار آمد.
نوار ویدئو

بدنه نوار از دو تکه قاب بالا و پايين تشکيل شده که با پيچ به
هم وصل شدند. يک درپوش هم از خود نوار محافظت ميکند. داخل قاب
دو قرقره هست که نوار به دورآنها میپیچد
نوار
۳ ساعته حدود
244
متر طول و
۳/۱
سانتيمتر عرض دارد. دو زبانه در قسمت پايين قرقره ها وجود
دارد که در هنگام بيرون بودن نوار از دستگاه، مانع آزاد چرخيدن
قرقره ها ميشوند.

وقتی نوار را در دستگاه ميگذاريد چیزی شبیه سوزن مانندی وارد
سوراخ مربوط به اين زبانه ها ميشود و آنهارا آزاد ميکند. در
این حال يک اهرم ديگر درپوش روی نوار را باز ميکند.
اطلاعات به شکل زير روی نوار ثبت ميشوند:

خطهای مورب آبی رنگ در تصویر سيگنال تصوير هستند که توسط دو هد
که روی يک استوانه چرخان قرار دارند روی نوار ضبط يا پخش
ميشوند. یمی از دو خط زرد افقی نمایانگر صدا و خط دیگر به
سيگنالهای کنترل تعلق دارد.
سیگنالهای کنترل چند وظیفۀ
مهم بر عهده دارند.
1.
نوع ضبط سیگنال بر روی نوار را مشخص میکنند(LP-Sp).
2.
ميزان کشش مناسب نوار به روی استوانه حاوی هدها(طبلک) را برای
دستگاه مشخص ميکنند.
3.
به مسيريابی
هدها روی لبه نوار کمک ميکنند. ( وقتی با دکمه تراکينگ ويديو
کارمي کنید در واقع در حال تغییر زاويه بين لبه کنترل و محل
قرارگيری هد روی نوار هستید).

طبلک 25 دور در ثانيه ميچرخد و چون دو هد دارد در هر دور دو
تا خط مورب روی نوار ضبط يا پخش ميکند که اين دو با هم تشکيل
يک فريم راميدهند. ضبط سيگنال به شکل مورب و جدا از صدا باعث
شده سيستم کشش نوار درون ويديو نسبتا پيچيده گردد. شکل پايين
نشان دهنده نحوه باز شدن نوار درون ويديو میباشد:

همانطور که ميبينيد اينجا هم مثل ضبط صوت از کپستان و پينچ
رولر و هد پاک کننده نوار استفاده شده که همان کاربردی که
در مطلب قبل گفته شد را دارند.

وقتی نوار را وارد دستگاه ميکنيد دو غلطک که در شکل زير
با فلش سبز مشخص شدهاند، در پشت نوار قرار گرفته و آن را در
جهت فلشهای قرمز به سمت هد کشانده و به طبلک ميچسبانند و بدين
ترتيب عمل ضبط يا پخش نوار ويديو انجام ميشود.

نوار مغناطيسي :
رسانه اي از جنس نوعي پلاستيك با غشائ فرومغناطيسي روي
نواري طولاني كه
روي ريلهايي حركت ميكند. اين رسانه
ماهيتا براي پردازش ترتيبي
sequential
مورد استفاده قرار ميگيرد
.
نوارهاي مغناطيسي
از لحاظ
نوع تكنولوژي
به
چهار دسته
زير تقسيم بندي ميشوند :
|
1.
ريل به ريل
2.
نوار كارتريج
3.
نوار كاست
4.
نوار صوتي تطبيق داده شده با كامپيوتر |
غشا فرومغناطيسي ميتواند سه حالت مغناطيسي مثبت، منفي و خنثي
داشته باشد
.
پارامترهاي نوار
پارامترهاي نوار را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد
:
الف - پارامترهاي ظرفيتي
:
1.
چگالي (باواحد
( bpi
2.
طول نوار (غالبا با واحد طول)
3.
اندازه
IBG
ها كه معمولا بين 0.3 تا 0.75اينچ
هستند
ب-
پارامترهاي زماني
:
1.
سرعت لغزش نوار ( اينچ در ثانيه)
2.
نرخ انتقال (بايت در ثانيه)
3.
زمان حركت – توقف ( ميلي ثانيه)
نرخ انتقال به دو صورت نرخ اسمي
Nominal Rate
و نرخ واقعي Effective Rate
بيان ميشود . نرخ اسمي توسط كارخانه سازنده بيان ميشود و نرخ
انتقال
واقعي( موثر) قابل محاسبه توسط خود استفاده كننده است
.
دستيابي ترتيبي در نوارها سريعتر است. نوارها فشرده بوده و
شرايط محيطي
مختلف را بخوبي تحمل ميكنند و حمل و
نقل و نگهداري انها ساده است و
ارزانتر از ديسكها هستند.
امروزه از نوارها بيشتر براي بايگاني و ضبط اطلاعات در دراز
مدت
استفاده ميشود. نوارها به همراه سي-دي ها جزو دسته سوم حافظه ها هستند.
نحوه نشست داده روي نوار :
داده ها به صورت رشته هايي بيتي روي شيارهايي (
trackها ) كه در سطح نوار
روي غشا مغناطيسي وجود دارد ذخيره
ميشوند. از نظر تعداد شيار با دونوع
فرمت روبرو هستیم:
1.
نوار 7 شياره
2.
نوار 9 شياره
يكي از اين شيارها در هر كاراكتر يك
بيت را به نام بيت توازن parity
اشغال ميكند .
منظور از كاراكتر در نوار هفت شياره و نه شياره كاراكتري است
داراي 7
يا
9 بيت كه در عرض شيار قرار ميگيرد. در نوار دو نوع بيت پريتي
وجود
دارد يكي بيت پريتي طولي و ديگري بيت
پريتي عرضي كه بيت پريتي عرضي
بازاء هر كاراكتر و بيت پريتي طولي
بازاء هر بلوك ذخيره ميشود .
براي ضبط اطلاعات روي غشاء مغناطيسي نوار از چهار روش ميتوان
استفاده كرد
:
|
1.
بازگشت به صفر
Return to Zero
2.
بي بازگشت به صفر
None Return to Zero
3.
بي بازگشت به صفر معكوس
None Return to Zero Interval
4.
کدكردن فاز
Phase Encoding |

غشا فرومغناطيسي را
ميتوان شامل سطحي از ذرات ريز دانست كه در حالت خنثي
اين ذرات ترتيب معيني ندارند و هر كدام دارا ي قطبهايي
بر حسب تصادف هستند.
نظم به طرف شمال در يك ذره انرا بطور
مثبت پلاريزه ميكند و به طرف جنوب
انرا به طور منفي پلازيره ميكند
.
تكنيك بازگشت به صفر
:
با لغزيدن نوار در
زيرهد عبور جريان در يك سمت سبب ايجاد نقطه مثبت
مغناطيس روي سطح ميشود و در سمت ديگر نقطه منفي و اگر جرياني
وجود نداشته
باشد نقطه حالت خنثي دارد . دراين روش در نقاطي كه جريان
صفر است عمل ضبط
صورت نميگيرد و
از اين رو مرسوم است به بي بازگشت به صفر . پس از ضبط اگر
نوار با هد خواندن تماس پيدا كند درست
عكس عمل نوشتن رخ ميدهد . تغييرات
مغناطيس حاصل از خواندن جرياني در داخل سيم پيچ هد بوجود مي
آورد بسته به
جهت جريان در هد مقدار صفر يا يك
ميگيرد
.
لازم به ذكر است كه
فقط در اثر تغيير بار روي نوار عمل خواندن صورت ميگيرد
چون هرگاه روي نواري تنها بار مثبت
باشد روي هد تغيير شاري رخ نمي دهد.
تكنيك بي بازگشت به صفر :
در اين تكنيك با
لغزيدن نوار روي هد نوشتن نوار تنها در يك جهت
مغناطيس ميشود و چون جريان هد براي نوشتن هرگز صفر نيست
نقطه اي از نوار
درحالت خنثي قرار نميگيرد و باري برابر
صفر نخواهيم داشت
.
مقدار 1 با مغناطيس كردن سطح به صورت مثبت و مقدار 0 با
مغناطيس كردن سطح به صورت منفي روي نوار ضبط ميشود. نام ديگر
اين روش
بي بازگشت به نواحي خنثي
نيز ميتواند باشد
.
تكنيك بي بازگشت به صفر معكوس
:
در اين روش هر تغيير شار نشاندهنده 1 و هر عدم تغيير شار
نشاندهنده صفر خواهد بود چگالي اين روش از دو روش قبلي بيشتر
است .
تكنيك كد كردن فاز
:
در اين روش از يك تغيير شار و جهت ان (هم مثبت و هم منفي) در
يك لحظه مانند يك پالس سنكرون براي تشخيص 0 يا 1 استفاده ميشود
.
چگالي نوار Density :
تعداد بيتهاي قابل ضبط در هر اينچ را چگالي گويند . چگالي را
با واحد بيت
در اينچ
bpi
يا
Bit Per Inch
بيان ميكنند . كه با توجه
به نحوه نشست روي
نوارها همان بايت در اينچ يا كاراكتر در اينچ است . چگالي
رايج يك نوار
800 bpi
است
.
سرعت نوار:
نوار چيزي نيست جز يك لاك پشت و از لحاظ سرعت
كندترين رسانه براي ضبط و خواندن اطلاعات است
.
گپ GAP :
فضايي است بلا استفاده بين دو گروه كاراكتر ضبط شده . كلمه
گروه در
اينجا هم به ركورد اطلاق ميشود و هم به
بلاك در صورتي كه بين هر دو بلاك
باشد گپ بين هر دو بلاك گفته ميشود
.
گپ بين دو بلاك
Inter Block Gap
از گپ معمولا به حافظه هرز waste
ياد ميشود
.
البته وجوداين حافظه هرز براي نوار بلا استفاده نيست كه هد
خواندن/نوشتن
براي ايستادن خواندن و نوشتن يا شروع
دوباره خواند ن نوشتن از ان استفاده
ميكند . از انجايي كه هد خواندن نوشتن بايد بتواند داده اي
ذخيره شده را
حس كند بايد كه نوار پس از توقف به
سرعتي مطلوب و يكنواخت موسوم به سرعت
حس برسد . ضمن انكه از سرعت حس تا
توقف نيز زمان لازم است . در نتيجه فضاي
هرز يا همان حافظه
Gap
جهت توقف هد و رسيدن سرعت
حس ان به صفر و حركت
دوباره آن مورد استفاده قرار ميگيرد .
ذخيره سازي فايلها روي نوار :
فايل به صورت بلاكهايي(:مجموعه اي از ركوردها) به طور پي در پي
در نوار
جاي(ضبط) داده ميشود. در يك نوار ميتوان بيش از يك فايل ذخيره
كرد و هر
فايل داراي نشانگر
Marker
آغاز
BOF
و انجام(پايان)
EOF : End Of Fileفايل
است
.
نوار كاست
:
همان نواريست كه هميشه و همه جا بعنوان نوار ميشناسيد و در ضبط منزل
يا ماشين استفاده ميكنيد . اين نوع
نوارها ارزانترين نوارهايي هستند كه
عمدتا در ميني كامپيوترها و ماكروكامپيوترها استفاده
ميشوند.
نوارهاي صوتي
(
تطبيق داده شده با كامپيوتر)
:
در اكثر كامپيوترهاي شخصي و تجاري از ضبط كننده هاي صوتي ارزان
براي
ضبط داده استفاده ميشود اين نوارها با
سرعت 1.875 اينچ در ثانيه حركت
ميكنند . طول انها 562 فوت و ظرفيت 500000 بايت در هر يك از
طرفين است
.
نوار كارتريج :
تفاوت ان با نوارهاي معمولي (ريل به ريل) آن است كه
اين نوارها در يك
محفظه پلاستيك جاي دارند تا از تماس
خارجي گرد و غبار محفوظ بمانند .اين
گونه نوارها نيز دو ريل دارند تا از تماس خارجي و گردو
وغبارمحفوظ بماند
.نوار روي اين دو ريل مي لغزد و دو نوع
استاندارد نوع 300 و نوع 100
(
ميني كارتريج ) از
معمولترين انواع اين دسته نوارها هستند .
واحد كنترل نوار :
اين واحد عمليات لازم براي ذخيره سازي و بازيابي اطلاعات بر/
از نوار را
كنترل می كند . ساختمان كنترولرها
متفاوت است . مثلا در سيستم IBM
و مشابه آن
واحد كنترل عبارتست از كنترل كننده كانالها و رسانه درحاليكه
درسيستم شبيه
CDC
اساس يك پردازند موسوم به
PPU(Peripheral Process Unit)
براي
اين منظور وجود دارد معمولا واحد كنترل ميتواند چندين
نوارگردان را كنترل
كند
.
عمل كنترل ميتواند توسط يك برنامه ذخيره شده كه توسط برنامه
سازان و
يا كاربر نوشته ميشود صورت پذيرد . كنترل كننده بايد بتواند
دستورات را از
حالت كد در آورد و اجرا كند . خود اين
دستورات بايد روي ثباتي به نام ثبات
داده عمل كنند . يعني يا محتواي ان را بخواند يا بنويسد و وارد
ثبات كند
.
عرض مسير داده اي بين CPU
كنترولر و نوار معمولا يك كاراكتر است 7 يا 9 شيار
.
به كمك
آدرس كه در ثبات آدرس قرار
دارد يك يا چند نوار گزينش
ميشودselect
و عمل مورد نظر در ثبات فرمان
command
تجزيه و تحليل ميشود
ونحوه كار شبيه خواندن از/ نوشتن در
حافظه اصلي است . با اين تفاوت كه
واكشي
اپراند از حافظه اصلي زمان ثابت دارد و به موقعيت اپراند
در حافظه بستگي
ندارد در حاليكه در نوار زمان خواندن
يا نوشتن متغير است
.

مشخصات نوار مغناطيسي
:
توانايي مغناطيس شدن دارد باين معنا كه سطح نوار از نقاطي كه
خصوصيت مغناطيس شدن دارند پوشيده ميشود .
هر نقطه مغناطيسي روي نوار
يك بيت اطلاعات ذخيره ميكند .
بصورت قراردادي ميتوان
اينگونه فرض كرد كه صفر قطب منفي و يك قطب مثبت ايجاد ميكند
.
نحوه حركت
head
روي نوار بصورت طي كردن
عرض نوار است . كه بهترين حالت
قرار گيري هد ميتواند باشد چرا كه اگر
هد بصورت طولي حركت ميكرد . حركت هد
بيهوده افزايش ميافت
.
هر نوار طبق اطلاعات فوق از 8 ترك تشكيل ميشود كه هر كدام عرض
يك بيت
دارند و طول انها از ابتداي نوار شروع ميشود و تا انتهاي نوار
ادامه پيدا
ميكند
.
ظرفيت نوار به تعداد نقاط نوار بستگي دارد . نقاط بايد طوري در
نوار قرار بگيرند كه
امكان تفكيك
پذيري
داشته باشد . به ميزان نزديكي اين
نقاط در نوار چگالي گويند .هر قدر اين
نقاط ( بشرط قابلي تفكيك پذيري ) نزديك
تر باشند چگالي نوار افزايش ميابد .
|
ظرفيت نوار = چگالي نوار
* طول نوار |
چگالي
:به فشردگي نقاط مغناطيسي در واحد (طول
يا سطح ) چگالي نوار گويند .
4 bit/cm
يعني در هر سانتيمتر نوار 4 بيت اطلاعات ذخيره ميشود
.
32 bit
بر سانتيمتر مربع يعني 4 byte/cm
چگالي چه در واحد سطح باشد چه در واحد طول در يك نوار مشخص و
ثابت است
.
يك وسيله نگهداري اطلاعات بايد درستي اطلاعات را تضمين كند
مكانيزم
parity
مكانيزمي است برايي اطمينان از انكه ايا اطلاعات ذخيره شده صحت
دارند يا خير ؟
براي ذخيره فرضا هشت بيت كاراكتر ما وارد تابع توازن ميشود
تابع يك خروجي ميدهد
.
Function
character
(ورودي)
مانند صفر يا يك
اين بيت خروجي در يك شيار از نوار اضافه و به كاراكتر
مربوطه پيوست مي شود كه در نتيجه
پهناي باند نوار از 8 به 9 شيار افزايش
پيدا ميكند
.
براي فراخواني نيز دوباره كاراكتر وارد
تابع
مي شود اين تابع باز هم يك بيت خروجي
ميدهد كه بيت پريتي قبلي با بيت پريتي
كه
براي چك كردن حاصل شده است مقايسه ميشود اگر اين دو بيت موافق
هم
نبودند يعني كاراكتر ما دستكاري شده است . اما اگر اين دو
بيت يكي بودند
نميتوان قطعا به اين نتيجه رسيد كه
كاراكتر ما دستكاري نشده است . چرا كه
خروجي بيت پريتي تابعي از ورودي است
.
از انجايي كه اين بيت
پرارزش است انرا در قسمتي از نوار قرار ميدهند كه
حداقل از لحاظ فيزيكي كمترين آسيب
پذيري را داشته باشد اين بيت ميتواند در
شيار وسط نوار قرار بگيرد كه همه بسته به نوع سيستم دارد
.
|